حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

48

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

است ، همجنانج قم در اصل كميدان بوده است ، بعد از آن اختصار كردند و معرّب كردانيدند ، و كفتند قم . و كميدان نام ده بوده است ، و ايشان نام ده و نام رستاق - كه كميدان ديهء بوده از ديهآىء او - يكى كردانيدند ، كاهى كميدان كفته‌اند ، و مرادشان ديهء كميدان بوده است ، و كاهى كميدان كفته‌اند و مرادشان مجموع ديهآء هفت كانه بوده است ، كه كميدان يكى از آنست ؛ همجنانج اردستان اسم رستاق است ، و نام ديهء كه قصبهء آن رستاقست . پس سبيل و طريق انقلاب « 1 » كميدان با قم ، كه آن اسم قريه و رستاقست ، همجو طريق و سبيل انقلاب كورهء « 2 » اردستانست » . و چنين كويند كه : « نام اين ناحيت در آخر ايّام مملكت فرس ، از ايّام قباد تا بايّام و زمان يزدجرد ، ويران آبادان كرد كواد بود « 3 » ، ويران يعنى خراب ، آبادان كردكواد « 4 » ، يعنى قباد عمارت كرد ، و آبادان كردانيد . سبب آنك : چون قباد بذين ناحيت ميكذشت ، در آن روزكار كه پيش ملك هياطله « 5 »

--> جرد - ميلاد جرد - خسروگرد - و جز اينها ، و پسوند گرد كه به جرد تبديل شده ، در پارسى پهلوى از فعل كردن مىباشد ، كه در مورد شهرها و آباديها معمولا پيشوند آنها يكسره نامهاى پارتى اشكانى و يا ساسانى است كه منسوب به بانيان يا مالكان آن آباديها است . ( 1 ) . تبديل . ( 2 ) . شهر . ( 3 ) . به گفته استاد على اشرف صادقى « نشريه ميراث شهاب : شماره 29 / ص 55 » : ويران آبادان كرد كواد صورت تغيير يافته « ايران و ناردكواد » است كه در منابع پهلوى آمده ، و معناى آن « شهر ايران كه قباد كرد » مىباشد . اين نامى است كه در زمان قباد به قم داده بودند . ظاهرا چون مولف تاريخ قم يا منابع آن معناى فعل « وناردن » را نمىفهميده‌اند ، آن را به عبارت مزبور تبديل كرده‌اند . ( 4 ) . كواد و كوات ، همان غباد يا قباد پدر خسرو انوشيروان پادشاه ساسانى است . ( 5 ) . هياطله : جمع غلط هيطال ، و هيطال به زبان بخارا مرد قوى باشد ، و نيرو را به زبان بخارا